ﺳﻪشنبه, 29 آبان,1397
Menu

مقالات مدیریت شهری

مقالات مدیریت شهری

اکولوژی شهری،اکوسیستمهای شهری
1393/11/4
اکولوژی شهری،اکوسیستمهای شهری
شهر نشينان در كانون برخي از مهمترين مسائل زيست محيطي هستند . امروزه توجه به محيط زيست شهري و توسعه بوم شناختي شهري تولدي دوباره يافته است . مردم دريافته اند كه پيوند شهر و محيط هاي وحش جدائي ناپذير است .
انسان در سراسر جهان هر روز بيشتر بصورت يك گونه شهر نشين در مي آيد . در امريكا 70% مردم در 3% وسعت خشكيهاي كشور و 80% در شهر ها زندگي مي كنند . اكنون بيش از 50% مردم جهان در شهر ها زندگي مي كنند . حدود 80% مردم كشورهاي توسعه يافته در شهر ها زندگي مي كنند و حتي براي فقير ترين كشورهاي در حال توسعه اين رقم 20% است نه تنها جمعيت انسان هر روز شهر نشين تر مي شود بلكه رشد سريعي نيز در مورد مناطق مادر شهري عظيم با جمعيت ده ميليون نفر به چشم مي خورد .
در سال 1950 فقط دو مورد از اين گونه نواحي وجود داشت . نيويورك 5/12 ميليون نفر و لندن 4/12 ميليون نفر . در سال 1975 شهرهاي مكزيكو سيتي – لوس آنجلس – توكيو – شانگهاي و سائو پلوي برزيل به اين فهرست اضافه شدند . اكنون بيشتر از 20شهر بزرگ در جهان وجود دارد ( ابر شهر ) .
در بيشتر كشورها قسمت اعظم ساكنان شهري در بزرگترين تك شهر كشور زندگي خواهند نمود . براي بيشتر مردم در آينده زندگي در يك محيط با كيفيت به معني زندگي كردن در شهري است كه تاًمين محيط زيست آن با دقت اداره شده باشد .
در كشورما ايران حدود 20% جمعيت كشور در تهران زندگي مي كنند . و عمده فعاليت دولتي – سياسي – اداري و تجاري در اين ابر شهر است .

 شهر بعنوان يك نظام (System)
يكي از راههاي بهبود اداره محيط يك شهر آن است كه شهر بعنوان يك نظام بوم شناختي ( Ecological System )   )) مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد.
شهر نيز مثل هر نظام حيات بخش ديگر مي بايد يك جريان انرژي را تاًمين كند . منابع مواد لازم را فراهم آورد و شيوه هايي براي دفع ضايعات خويش داشته باشد . اين كاركردها ي اكوسيستم شهر از طريق حمل و نقل و ارتباطات با محيط هاي اطراف تاًمين مي گردد .
 شهر يك نظام خودكفا نيست بلكه به شهر هاي ديگر و مناطق روستائي وابسته است . يك شهر مواد خام خويش از غذا – آب –چوب – انرژي و كاني ها و خلاصه آنچه را كه جامعه انساني مصرف مي كند از مناطق روستائي اطرافش مي گيرد و در عوض كالاهائي را توليد و صادر مي نمايد .
اگر شهر يك شهر بزرگي باشد كه فعاليتهاي زيادي در آن صورت گيرد نوآوريها ، افكار ، اختراعات و هنر نيز صادر و روحيه تمدن را عرضه ميدارد . شهر نمي تواند بدون پشتوانه يك ناحيه روستائي موجديت داشته باشد . همان طور كه 50 سال پيش از اين نيز در كتب و نوشته ها موجود است و بيان شده شهر و روستا يك پيكرند . شهر و روستا يك سيستم همبسته جريان انرژي و ماده اند و نه دو چيز متفاوت از هم .
 جريان انرژي و مواد در شهر
 شهر به لحاظ اينكه يك نظام است مي بايد بعنوان بخشي از اكوسيستم شهر – روستا عمل كند . با ورود انرژي و مواد و چرخش دروني و خروجي ضايعات حرارتي و مواد زايد گردش نموده و مثل هر اكوسيستم طبيعي با چرخش مواد مي تواند نياز به ورود مواد و ضايعات را كاهش دهد .
اگر محيط زيست اطراف شهر تنزل كند محيط زيست  شهر نيز قطعاً تنزل مي نمايد و بلعكس . شهر ها به مناطق روستائي خود ضايعات از جمله آب ، هوا ، جامدات آلوده نيز صادر مي كند . تخمين زده مي شود هر شهر نشين متوسط در يك جامعه صنعتي سالانه 150000ليتر آب  – 1000كيلو غذا – 3000كيلو سوختهاي فسيلي بصورت مستقيم و غير مستقيم مصرف مي كند و 200000ليتر فاضلاب – 660كيلو ضايعات جامد و 200كيلو آلاينده هاي هوا توليد مي كند . اگر اين مواد بدون مراقبت كافي به محيط روستائي صادر شود آنرا آلوده كرده و قابليت مناطق روستائي در تاًمين منابع ضروري شهر را نيز كاهش مي دهد و زندگي در مناطق روستائي را ناسالم و نامطبوع مي كند .
 با توجه به اين همكنشي بين شهر و روستا و مناطق اطراف جاي تعجب نيست كه چرا رابطه مردم شهر و روستا اغلب تنش آلوده بوده است . روستائيان مي خواهند بدانند كه چرا آنها بايد با ضايعات مررم شهر سر و كار داشته باشند . پاسخ آنست كه بسياري از مسائل زيست محيطي مادر برخورد بين مناطق شهري و روستائي روي مي دهد . نفع مردم حومه شهر در آن است كه محيط زيست مناسبي را براي شهر تاًمين كنند و نظام خوبي را براي اداره منابع شهر فراهم آورند .
اگر چه ساختمانهاي شهر به انسان احساس كاذبي از ايمني مي دهد اما بايد دانست كه شهر ها هرگز از محدوديت زيست محيطي رهائي ندارند . لوئيس مامفرد مورخ شهري مي گويد :
؛ شهر به انسان توهمي از خودكفائي ، استقلال و تداوم فيزيكي القا مي كند اما ايمني مذكور تصوري بيش نيست .
شهر بعنوان يك محيط زيست و ارتباط آن با طراحي شهري
وضعيت زيست محيطي بر توسعه و اهميت شهر ، بخصوص در مورد حمل و نقل و دفاع بشدت اثر مي گذارد . آبراهه ها از نظر حمل ونقل اهميت بسياري دارند . شهر ها بخصوص در زمانهاي گذشته و قبل از پيدايش قطار ، اتومبيل و هواپيما وابسته به حمل و نقل آبي بودند . اكثر شهر ها ي اوليه بركنارهء ابراهه ها يا نزديك آن قرار داشتند . تمام شهر ها ي مهم در عصر امپراتور روم در نزديكي آبراهه ها واقع شده بودند از آن پس نيز تاًثير آبراهه ها بر موقعيت شهر ادامه يافته است .
اگر شهر ها اغلب در نقاط مهم و تعيين كننده ديگري از نظر حمل و نقل  نباشند حول يك محور بازار ، يك معبر رودخانه و يا يك دژ رشد يافته اند .
شهر ها خصوصيات سرزمين را تغيير مي دهند پس رابطه ي بين جنبه هاي زيست  شناختي و فيزيكي محيط را دگرگون مي كند. بسياري از اين تغييرات بصورت جنبه هائي از آلودگي – مديريت آب و اقليم بحث  و بررسي مي شود .
آلودگي شهر
  در شهر همه چيز از جمله آلودگي بصورت متمركز وجود دارد . شهر نشينان بيش از روستائيان در معرض انواع بيشتري از مواد شيميائي – سمي با تراكم بيشتري قرار دارند . همچنين سرو صدا – ذرات معلق ناشي از فعاليتهاي صنايع در شهر ها بيشتر است . زندگي در اينگونه محيطها مخاطره انگيز است . بالاترين ميزان مرگ و مير – سرطانها – بيماريهاي لاعلاج در شهر هاست .  
اقليم در شهر ها
 شهر ها براقليم خود اثر مي گذارند . همراه با تغييرات شهر آب و هواي آن نيز تغيير مي كند ( مقايسه تهران قديم با تهران جديد ) . وجود ساختمانها و سازه هاي بلند از حركت هواي شهر جلوگيري مي كند . وزش باد نيز در شهر ها كمتر از مناطق غير شهر ي است . ساختمانهاي شهر به باد جهت مي دهند و لذا گاه تونل باد بوجود مي آيد و باد در آن با سرعت بسيار حركت مي كند . جريان واقعي هوا در اطراف يك ساختمان تحت تاًثير ساختمانهاي مجاورش قرار مي گيرد .
بنابراين جريان كل هواي شهر نتيجه روابط بين همه ساختمانها ست . در طراحي يك ساختمان جديد شكل و رابطه آن با ساير ساختمانها بايد در نظر گرفته شود كه متاًسفانه اين موضوع در نظر گرفته نمي شود . ايجاد باد هاي خطرناك در اطراف ساختمانهاي بلند حتي پنجره ها را مي كند .
شهر ممكن است كمتر از نواحي روستائي آفتاب دريافت كند زيرا مقدار ذرات معلق هواي شهر به رغم كاهش آفتاب گرمتر از نواحي مجاور است ( جزاير حرارتي ) اين وضع هم به علت توليد بيشتر حرارت ( بر اثر مصرف سوختهاي فسيلي ) و سابر فعاليتهاي صنعتي است و هم به دليل اينكه ساختمانهاي فراوان و زمينهاي پوشيده از آسفالت و امثال آن بعنوان جمع كن حرارت خورشيد عمل مي كنند .
آب در محيط شهري :
 ساخت شهر هاي جديد بر چرخه آب بشدت تاًثير مي گذارد . اين آثار نيز خاك و در نتيجه گياهان و جانوران شهري را تحت تاُثير قرار مي دهد .
قسمتهاي فرش شده خيابان و ساختمان مانع نفوذ آب به زمين مي شود و در نتيجه قسمت عمده ي آب مستقيماً به سيستم سيل گيرهاي شهري روان مي گردد . سطوح سخت شهر از تبخير آب خاك به هوا سپهر جلوگيري مي كنند . در اكوسيستم هاي طبيعي تبخير روش مهمي در خنك كردن سطح است .
روكش هاي سطح آسفالت احتمال سيلهاي بالقوه را درون شهر بالا برده و رواناب شهر به مناطق بيرون را افزايش مي دهد  ، در نتيجه احتمال سيل در پائين دست بالا مي رود . رطوبت نسبي هوا در شهرهاي عرضهاي ميانه شمالي عموماً كمتر از 2% در زمستان و 8% در تابستان از مناطق روستائي همجوار است .
ميزان بارندگي محلي در شهر ممكن است بيشتر از اطراف باشد زيرا ذرات غبار موجود در هواي بالاي شهر ها امكان چگالش و تشكيل قطرات آب را فراهم مي آورد . برخي از نواحي شهري 5 تا 10 درصد بارندگي بيش از مناطق روستائي همجوار دارند و پوشش ابر و مه آنها نيز بيشتر است ، بخصوص مه در زمستان مشكل آفرين است و ممكن است رفت و آمد زميني و هوائي را مختل كند .
اكثر شهر ها يك شبكه زير زميني يكپارچه ي فاضلاب دارند . طي اوقات بي باران يا كم باران اين شبكه ها فقط فاضلاب را جمع آوري مي كند اما طي دوره هاي بارندگي سنگين ، رواناب نيز با فاضلاب مخلوط مي گردد و مقدار آن ممكن است از ظرفيت تصفيه خانه ي فاضلاب فراتر رود .
در نتيجه در جريان باران هاي سنگين فاضلاب بدون تصفيه كافي به پائين دست منتشر مي شود . ايجاد شبكه كاملاً جديد و جداگانه ي مخصوص رواناب در شهر هاي موجود بسيار گران تمام خواهد شد . لذا بايد بدنبال راه حل هاي ديگري رفت . مك هارگ طراحي با طبيعت را پيشنهاد مي كند .
مشكل سيلاب و بار اضافي سيستم فاضلاب در مورد بسياري از شهر ها كه در دشتهاي سيلابي ساخته شده اند بيشتر از ساير نقاط است . دشتهاي سيلابي بعلت زمين مسطح ساخت و ساز در آن صورت گرفته و بصورت يك مقر در مي آيند .
خاك در شهر ها :
تاًثير ات شهر هاي جديد بر خاك بسيار سنگين ا ست . قسمت عمده خاك با بتون ، آسفالت و سنگ پوشيده مي شود . از اين پس خاك پوشش طبيعي گياهي خود را ندارد و تبادل طبيعي گاز بين خاك و هوا نيز بشدت كاهش مي يابد . چنين خاكي مواد آلي خود را از دست مي دهد زيرا اين مواد امكان تجزيه از طريق پوشش گياهي را ندارند .
موجودات زنده خاك بر اثر نبود اكسيژن و غذا مي ميرند . فرآيند ساخت و ساز و وزن ساختمانها خاك را مي فشرد و جريان آب را در آن محدود مي سازد . احتمال بسيار دارد كه خاك شهر فشرده شده و نسبت به آب باران غير قابل نفوذ ، فاقد مواد آلي باشد .
آلودگي و شهر :
همانطوركه قبلاً ذكر گرديد شهر نشينان در مقايسه با مردم روستاهاي مجاور و در معرض تراكم بسيار بالاتري از اكثر آلاينده ها قرار دارند . برخي از اين آلاينده ها از خودرو هاي موتوري سرچشمه مي گيرند . از سوختن بنزين اين خودرو ها سرب و از دود كش آنها اكسيد هاي ازت ، ازون و منو اكسيد كربن و ساير آلاينده ها منتشر مي شود . كانونهاي ثابت نيرو نيز آلاينده توليد مي كنند . وسايل گرمايي خانه نيز كانون سوم توليد ذرات معلق ، اكسيد هاي گوگرد ، اكسيدهاي ازت و ساير گازهاي سمي هستند .
صنايع چهارمين كانوني هستند كه انواع متنوعي از مواد شيميايي را به هوا اضافه مي كنند . گرچه حذف هر گونه تماس با آلاينده ها ي شهري غير ممكن است اما با طراحي – برنامه ريزي و توسعه و عمران بسامان مي توان مقدار تماس با آلودگي ها را كاهش داد مثلاص از وقتي كه سرب به بنزين اضافه شد تماس با سرب در نزديكي جاده ها بيشتر از مناطق دور از جاده گرديده است . با جاي دادن خانه ها و محيط هاي تفريحي به دور از جاده ها و ايجاد منطقه اي حايل يا سپر از درختان مقاوم به اين آلاينده  پوشيده باشد مي توان تماس با ان را كاهش داد . درخت اين گونه آلاينده را جذب مي كند و ميزان انتشار آنها را كاهش مي دهد بعلاوه اين منطقه حايل درختكاري شده از ميزان سرو صدا در مناطق مسكوني نيز مي كاهد .
آوردن طبيعت به شهر ها :
چطور مي توانيم طبيعت را به شهر ها بياوريم . اين مشكلي است كه همه طراحان و برنامه ريزان شهري با آن مواجه اند . همه مي انديشند كه به چه ترتيب گياهان و حيوانات را بصورت جزئي از چشم انداز شهر درآورند . ( آرشيتكت ها – مهندسين فضاهاي سبز – متخصصين محيط زيست و … )
اين فعاليت بصورت مجموعه اي از حرفه ها و تخصص ها از جمله جنگلداري شهري – زمين آرائي ( معماري منظر ) طراحي شهري – مهندسي شهري و … تكامل يافته است .
براي آوردن طبيعت به شهر ها بايستي مسئله اقليم – خاك – آثار عمومي وضعيت شهر ي نظير سايه اندازهاي ساختمانهاي بلند بر يكديگر و آلودگي خودرو هاي موتوري را در نظر بگيرند .
پوشش گياهي در شهر ها :
كاشت درخت – بوته و گل به زيبائي شهري مي افزايد  . گياهان نيازهاي مناطق مختلف را به شيوه هاي متفاوتي تاًمين مي كنند . درخت تاًمين سايه مي كند و اين خود نياز به استفاده از كولر را كاهش مي دهد و رفت وآمد در روزهاي داغ را مطبوع مي نمايد .
سبزينه پارك محل آرامي براي تماشا و تاًمل فراهم مي كند و درخت و بوته مي تواند برخي از سرو صداي شهر ها را سد كند و در  شكلهاي پيچيده و ساختمانهاي جالب آن احساس خلوت نشيني به وجود آورد . بعلاوه گياهان زيستگاه حيات وحش نيز هستند و از جمله پرندگان و سنجابها را كه در چشم بسياري از شهر نشينان جذاب و دلپذير مي نمايند در خود پناه مي دهند . برخي از گونه هاي درختان در شهر مفيد ترند و موفق تر از بقيه هستند . درخت مطلوب شهري درختي است كه نسبت به همه تنشهاي شهري مقاوم باشد . هيچونه ميوه – برگ يا گل سمي و كثيف كننده كه نيازمند پاكسازي باشد بوجود نياورد ( توت و ژينكو ) . در اكثر شهر ها فقط معدودي از گونه ها ي درختان براي درختكاري خيابانها مورد استفاده قرار مي گيرند . گاه فقط از يك گونه واحد مثل نارون كه ممكن است براحتي بيماري يا آفت آنرا از پاي درآورد . شرط عقل آنست كه انواع بسياري از درختان در شهر استفاده شوند تا در صورت شيوع گسترده بيماري يا حمله آفت از مرگ آنها جلوگيري گردد
معمولاً گياهان وحشي كه در شهر ها بخوبي عمل مي كنند آنهائي هستند كه ويژه محيط هاي آشفته يا مراحل اول توالي بوم شناختي هستند .
اثر انسان بر محيط زيست شهر:
پس از بوجود آمدن شهرها در اراضي كشاورزي از لحاظ توسعه اولين لطمه را به محيط اطراف خود وارد مي سازند . با توجه به اينكه تهيه غذا يكي از اركان فعاليت موجودات زنده مي باشد انسان در مورد توسعه جامعه اش با تصور بي انتها بودن امكانات اكولوژيكي و پيروي از غالب شدن جامعه هاي پيشرفته بر جامعه هاي غير پيشرفته و بهره مند شدن از منابع غذائي دور دست نسبت به از دست دادن اراضي پر ارزش كشاورزي بي تفاوت و بدون مسئوليت رفتار نمود .
اولين گروه موادي كه انسان از محيط پيراموني خويش تهيه كرده و از آن استفاده مي نمايد موادي مي باشند كه براي متابوليسم او لازم مي باشند . اين مواد عبارتند از آب و غذا كه اجازه رشد و توليد بافت را به او مي دهد و انرژي لازم براي فعل و انفعالات شيميائي و حركت را توليد مي كنند . نحوه استفاده از اين مواد در بدن بصورت ژنتيكي و بيولوژيكي كاملاً شناخته شده است و ليكن نحوه دفع زائدات و مواد و موجودات از بين رفته بستگي به آداب و رسوم و نحوه اجتماعات گوناگون دارد
علاوه برتمامي موارد فوق زندگي شهري  توليد زباله فراواني مي نمايد كه جمع آوري و دفع آن نيز يكي از مسائل محيط زيست شهري است . مقدار متغيير زباله شهري كه با تغيير يافتن فرهنگ و امكانات مصرفي يك شهر تغيير مي يابد هميشه با افزايش ( حداقل 2 درصد ) در سال روبرو است . زائدات صنعتي نيز به هر سه فرم گاز ، مايع و جامد به جمع عوامل مخرب محيط زيست حاصله از فعاليت انسان شهر نشين پيوسته و هر كدام بصورت منفرد و بصورت گروهي با اثر گذاردن بر روي عوامل آب ، هوا و خاك به تغيير و آلوده كردنشان پرداخته ، كه آنان نيز به نوبه خود اثرات منفي را به اكولوژي منطقه و اکو سیستم هاي موجود همجوار منتقل ساخته و موجب از بين رفتن و يا عدم كارآئي معقول آنان مي گردند .
انسان شهر نشين مبداً اصلي توليد تمام اين آلودگي ها و تنها عامل مصرف و بهره برداري كننده اصلي از آب و خاك و هوا مي باشد . لذا نهايتاً ضرر و زيان هاي ناشي از رفتار غير معقولانه و بي توجهي به محيط زيست متوجه خود او خواهد گرديد .
 اثرات زيانبار آلودگي هاي زيست محيطي اگر چه از صورت اپيدمي امراض خطرناكي مانند وبا و طاعون راه بسياري پيموده است و ليكن آلودگي هوا امروزه بر موجودات زنده شهري اعم از پير و جوان و نباتات و حيوانات اثرات مرگباري داشته كه از كنترل خارج گرديده است و همه روزه شهروندان نسبت به ايجاد آن همگام حركت مي كنند . مسائل مربوط به الودگي اب ، هوا خاك و فاضلاب زائدات صنعتي و دفع زباله شهري به تفصيل در فصل آلودگي هاي زيست محيطي شهرها مورد بحث و بررسي قرار مي گيرد .
بطور كلي اكثر شهرهاي ما از ديدگاه زيست محيطي داراي آلودگي هاي زير هستند :
1-     افزايش فزاينده آلودگي هوا منتج شده از مصرف سوختهاي فسيلي بصورت ترافيك وسائل نقليه موتوري ، منابع گرمايشي ، انواع سوختهاي ديگر واحدهاي توليدي و صنعتي داخل يا خارج شهر
2-     آلودگي منابع آبهاي سطحي كه مستقيماً تحت تااًثير مصارف و كاربري هاي صنعتي و مسكوني شهري واقع گرديده اند .
3-     آلودگي خاك كه خود متاُر از آلودگي آب و هوا و دفع زائدات مي باشد . خاك در اثرآلودگي ها بصورت هاي عدم حاصلخيزي ، شور شدن ، ذخيره و عبور دادن مواد آلوده كننده از خود به سفره هاي آب زير زميني و فعل و انفعالات موجودات زنده اش موجب راه دادن مواد مضر و آلوده كننده به غذاي مورد مصرف انسان و حيوان مي گردد .
4-     آلودگي صوتي كه اثراتش بر اعصاب و روان شهروندان كاملاً مشهود مي باشد .
5-     توليد فزاينده مواد زائد و زباله ها و فاضلابها ي شهري ، مسكوني و صنعتي كه كنترل ، جمع اوري و دفع هر يك از مسائل مهم زيست محيطي شهر ها مي باشد .
6-      تراكم جمعيت كه همانند ضريبي بر شدت كنش متقابل بين جامعه شهري و محيط طبيعي عمل مي نمايد . علاوه بر آن اثرات روحي و رواني ازدياد جمعيت و كمبود فضا هاي متناسب باعث تكوين مسائل اجتماعي پيچيده اي مي گردد . اين نوع مسائل بيشتر پنهاني بوده و حتي زماني كه شروع به خود نمايي مي كنند ممكن است بصورت مسخ شده و بدور از اصل خود نمايان گردند .
كمبود فضاي باز و آزاد زاييده بسياري از مسائل رواني و اجتماعي است . اثرات آن در كليه طبقات و واحدهاي كوچك و بزرگ شهري از داخل واحد خانواده تا در فضاهاي عمومي بوضوع ديده مي شوند . شايد براحتي بتوان گفت كه اثرات تراكم جمعيت جدا از كميت آلوده سازي محيطيش داراي جنبه هاي اجتماعي در سطح شهر نيز بوده كه شايسته پرداختن و در اولويت قرار دادن آن در مورد طرحهاي توسعه شهري خواهد بود .
كليات شرايط اكولوژيك بستر طبيعي شهرها
انسان بصورت عامل برهم زننده نظام پيچيده نظامهاي زيستي مابين عناصر جاندار و بي جان درآمده است . وقوف به توانائي انسان در بهم زدن فرآيند هاي طبيعي باعث شده است كه به علم اكولوژي توجه بيشتري شود .
بهره برداري انسان شهر نشين از محيط و منابع طبيعي و قدرت و نحوه تخريب او هم رديف فاجعه هاي بزرگ طبيعي مانند سيل و زلزله است . نظام صنعتي و شهر نشيني مجبور است اين قدرت را بطور فزآينده اي افزايش دهد . در غير اينصورت مجموعه نهادهاي اقتصادي او كه بر پايه رشدهاي مجهول القوه بنا گرديده قادر به ادامه حيات نخواهد بود . به اين ترتيب ماشينها همواره سريعتر و سريعتر مي چرخند و بهمان نسبت ترخ بهره برداري از منابع طبيعي افزايش مي يابد . تا جائي كه امروزه صحبت از نرخ بهره برداري از منابع طبيعي با نرخ مجهول القوه به ميان آمده است . بهره برداري از منابع طبيعي با يك چنين نرخي موجب ايجاد نوعي بي عدالتي در حيات نسلهاي آينده مي گردد . امروزه مشخص گرديده است كه منابع طبيعي مورد بهره برداي انسان كه از آن بهره برداري مي كند بي حد و مرز نيست و روزي به پايان خواهد رسيد . قديمي و ساده ترين بهره برداري انسان از طبيعت بصورت كشاورزي بوده و همراه با پيدايش و افزايش فزاينده توليدات اضافي در بخش كشاورزي ، زمينه براي پيشروي ، تجارت ، ارتباط جوامع و ايجاد شهرها و جاده ها و غيره بوجود آمده است .
تبديل روستاها كه در ميان و يا حاشيه اراضي كشاورزي قرار گرفته اند به شهر و گسترش آنان باعث از بين رفتن اراضي مرغوب كشاورزي گرديده است . درجه دگرگون سازي طبيعي توسط فعاليتهاي كشاورزي تقريباً برابر با نيروي بازسازي طبيعت مي باشد .
سرعت و دگرگوني ايجاد شده توسط جامعه هاي شهري و صنعتي بسيار سريعتر از سرعت نيروي بازسازي طبيعي بوده و عمل بازسازي بخاطر دارا بودن ماهيت اكولوژيكي آهسته صورت مي پذيرد . ارتباط بين تمدن صنعتي و شهر نشيني با محيط داراي پنج ركن حائز اهميت است كه عبارتند از ماده ، انرژي ، فضا ، زمان و تنوع كه همگي از انواع منابع مي باشند . عدم توجه به اركان فضا ، زمان و تنوع همچون توجه به ماده و انرژي بعنوان منبع باعث بوجود آمدن مشكلات انسان و محيط زيست مي گردد .
فضاي لازم براي گسترش و توسعه و دوره هاي زماني و طول عمر پايداري ساختارهاي بشر در دهه هاي اخير بيشتر مورد بررسي قرار گرفته ليكن به اهميت تنوع بعنوان يك منبع ارزشمند توجه چنداني ننموده است . انسان با ساده سازي و كم تنوع ساختن محيط  ، خود را در مقابل خطرات اقتصادي و زيستي آسيب پذير نموده است . اين بدان معناست كه پايداري اكوسيستم ها كمتر شده و بدليل اختلالاتي چون آفت ، تغييرات آب و هوا ، آسيب پذيري آنان در مقابل نوسانات افزايش مي يابد . انسان با بالابردن تراكم حيوانات و نباتات مورد احتياجش فقط تعدادي از گونه ها را افزايش داده و در عوض از تعداد گونه هاي حيواني و گياهي بومي كاسته است . ساده سازي بيش از از اندازه جوامع در زيستگاههاي حاشيه اي همچون مناطق كويري و نيمه خشك موجب افزايش خطر و صدمه زدن به حشرات ، پستانداران و علفخواران بصورت آفت شده و بالاخره بايستي به چند گونه گياه باقي مانده بسنده كرد .
پايداري زيست بوم و هدايت فضاهاي طبيعي شهر
 سالانه مبالغ هنگفتي از شهرداري هاي صرف توسعه و نگهداري فضا هاي طبيعي در شهر ها مي گردد . اين در حالي است كه پرسنل و تجهيزات زيادي در اين حيطه مشغول انجام وظبفه بوده تا نمادهاي طبيعت را همچون دم مسيحايي در كالبد بي روح و خشك بتن و آهن شهر بدمد و به آن جان ببخشد .
پايداري زيست بوم شهري يعني تداوم حيات در يك زيست بوم شهري كه لازم است فرد ، جمعيت ، گونه هاي گياهي و جانوري و حتي گونه هاي منفرد از طريق همكنشي سياري از موجودات ميسر شده و از طريق محيط فيزيكي و شيميايي با يكديگر كنش متقابل نمايند .
آوردن طبيعت به شهر و آرايش نمادهاي طبيعي در زيست بوم شهر وظيفه طراحان شهري است و ايشان بايستي بدانند كه به چه ترتيب گياهان و حيوانات ( نمادهاي طبيعت ) را بصورت جزئي از چشم انداز ( Landscape) شهر درآورند .
رشته هائيكه بر روي هدايت فضاهاي طبيعي شهر در اين زيست بوم پيچيده اصرار مي ورزند را مي توان در دسته بندي زير جاي داد :
  1-جنگلداري شهري 2- معماري منظر-3 طراحي شهري- 4مهندسي شهري      
اين رشته ها بايستي در دستور كار معاونت امور شهري و فضاي سبز شهرداريها كه متولي حفظ و توسعه فضاهاي طبيعي شهر هاست قرار و مورد عنايت باشد .
پايداري فضا هاي طبيعي
بايد آگاهي بيشتري نسبت به ويژگيهائي كه به پايداري طرح مي انجامد و پويائي سيستم و ساخته هاي مديريتي كه اين پويائي سيستم و ساخته هاي مديريتي كه اين پويائي را در نظر مي گيرند پيدا كنيم .
وقتي براي پايداري فضا هاي طبيعي تصميم مي گيريم بايستي سه هدف را دنبال نمائيم :
1-     بايد بتوانيم رشد جمعيت انساني را كنترل كنيم .
2-     موجب رشد اقتصادي شده و فوايد اين رشد را به نحو مناسبي توزيع كنيم تا نيازهاي اوليه انسان را براي جمعيت حال و نسلهاي آينده برآورده سازد .
3-     در اثر گذاشتن بر محيط زيست از حدود مطمئن خارج نشويم .
راه حل پايداري زيست بوم :
         براي پايداري زيست بوم شهر تهران بايستي ظرفيت زيستي و حامل اين ابر شهر را سنجيد و با تمام قوا به حفظ ، توسعه و توزيع مكاني مناسب آن آن همت گمارد . در اثر اجراي طرحهاي عمراني شهر سازي ، توسعه فضائي شهر و ساخت و سازهاي بي رويه تخريب باغات و فضاهاي طبيعي خصوصي در سالهاي قبل اثرات منفي شديدي به اين زيست بوم وارد شده است به نحوي كه با توسعه فضاهاي سبز در توزيعي مناسب و استاندارد تا حدي مي توان به جبران خسارت وارده اقدام نمود با گذشت زمان تغييرات مثبت و منفي در ظرفيت حامل كه مي تواند براي اندازه گيري عملي بودن فعاليتهاي مديريت بكار رود و مورد توجه جدي مسئولين و دست اندر كاران مديريت شهري در بخش حفظ و توسعه و نگهداري فضا هاي طبيعي قرار گيرد . http://kashanomran.ir/portal/articleview2.asp?id=7
اکولوژی شهری،اکوسیستمهای شهری شهر نشينان در كانون برخي از مهمترين مسائل زيست محيطي هستند . امروزه توجه به محيط زيست شهري و توسعه بوم شناختي شهري تولدي دوباره يافته است . مردم دريافته اند كه پيو...
مدیریت‌ شهری؛ اهداف‌ و راهبردها
1393/11/4
عنوان مقاله: مدیریت‌ شهری؛ اهداف‌ و راهبردها
مولف: هاشم‌ داداش‌پور
موضوع: مدیریت‌ شهری
سال انتشار(میلادی): 2002
وضعیت: تمام متن
منبع: ماهنامه تدبیر-سال سیزدهم-شماره 120
تهیه و تنظیم: عضو پایگاه مقالات علمی مدیریت  www.SYSTEM.parsiblog.com
مقدمه: ‌شهر به‌ مثابه‌ بخشی‌ از سلسله‌ مراتب‌ سیستم‌ قضایی‌ و تقسیمات‌ سیاسی‌ - جغرافیایی‌ هر کشور براساس‌ شاخصه‌های‌ مختلفی‌ مانند نوع‌ حکومت، مدیریت، سطح‌ آگاهی، علاقه‌مندی‌ اجتماعی‌ و مشارکت‌ مردم‌ در نظام‌ تصمیم‌گیری‌ و... شکل‌ می‌گیرد. نظام‌ مدیریت‌ شهری‌ باهدف‌ اداره‌ مطلوب‌ امور شهر، سعی‌ دارد. روابط‌ میان‌ عناصر شهری‌ را هماهنگ‌ سازد. به‌دلیل‌ گستردگی‌ و میان‌ رشته‌ای‌ بودن‌ سیستم‌ مدیریت‌ شهری‌ به‌مثابه‌ یک‌ سیستم‌ باز، عوامل‌ مختلفی‌ در آن‌ دخالت‌ دارد و بدون‌ شناخت‌ این‌ سیستم‌ نمی‌توان‌ عناصر و روابط‌ را در جهت‌ اهداف‌ آن‌ تغییر شکل‌ داد، زیرا هنر برنامه‌ریزی، شناخت‌ عناصر سیستم‌ و ایجاد روابط‌ بین‌ آن‌ عناصر است، به‌نحوی‌ که‌ این‌ مجموعه‌ عناصر در جهت‌ هدف‌ سیستم‌ عمل‌ کنند. بی‌توجهی‌ به‌ اجزاء همچنین‌ عدم‌ کشف‌ روابط‌ و میزان‌ تاثیر هریک‌ از عناصر در نظام‌ تصمیم‌گیری‌ هرگز به‌ یک‌ نظام‌ تصمیم‌گیری‌ منسجم، موثر و معطوف‌ به‌ اهداف‌ مطلوب‌ منجر نخواهد شد.
شهر مرکز فرصت‌ و محیطی‌ برای‌ ارائه‌ توانائیهای‌ بالقوه‌ انسانی‌ است. تمرکز روزافزون‌ افراد در نواحی‌ شهری‌ و رشد سریع‌ شهرنشینی‌ ناشی‌ از مهاجرت‌ و همچنین‌ افزایش‌ طبیعی‌ جمعیت‌ شهر، مشکلاتی‌ را در ارائه‌ خدمات‌ متناسب‌ با میزان‌ افزایش‌ جمعیت‌ شهری‌ به‌وجود می‌آورد که‌ خود به‌عنوان‌ یکی‌ از موانع‌ اصلی‌ اجرای‌ وظایف‌ و ارائه‌ خدمات‌ شهری‌ کافی‌ به‌ شهروندان‌ می‌گردد. این‌ امر توام‌ با عدم‌ رغبت‌ مردم‌ برای‌ مشارکت‌ در فعالیتهای‌ عمران‌ شهری، که‌ تا حد زیادی‌ ریشه‌ در شیوه‌ نظام‌ اداری‌ متمرکز دارد، از عواملی‌ هستند که‌ توانایی‌ مسئولان‌ را در تامین‌ نیازهای‌ ساکنان‌ شهری‌ با مشکل‌ مواجه‌ می‌سازد. بنابراین، کارکرد مدیریت‌ شهری‌ کارآمد به‌عنوان‌ یک‌ نهاد مدیریتی‌ فراگیر و درگیر با موضوعها و پدیده‌های‌ بسیار گسترده‌ و متنوع‌ شهر و شهرنشینی‌ ضروری‌ است‌ تا نهایتاً‌ دستیابی‌ به‌ توسعه‌ انسانی‌ پایدار در شهر میسر گردد.(2) این‌ مقاله‌ درصدد است‌ تا با ارائه‌ تعریفی‌ از مدیریت‌ شهری، جایگاه‌ آن‌ را در سیستم‌ مدیریت‌ جامعه‌ مشخص‌ کند و با بیان‌ اهداف‌ و راهبردهای‌ این‌ نوع‌ مدیریت، ویژگیها و معیارهای‌ مطلوب‌ سیستم‌ مدیریت‌ شهری‌ را ارائه‌ کند.

2 - تعریف‌ سیستم‌ مدیریت‌ شهری‌
 ‌هدف‌ سیستم‌ مدیریت‌ شهری‌ به‌مثابه‌ جزئی‌ از سیستم‌ حکومتی، اداره‌ امور شهرهاست. و نقشی‌ که‌ دولت‌ برای‌ این‌ سیستم‌ قایل‌ می‌شود، تعریف‌ این‌ هدف‌ را روشن‌ می‌سازد. تردیدی‌ نیست‌ که‌ این‌ تعریف، هرچه‌ باشد، هدف‌ سیستم‌ مدیریت‌ شهری‌ در جهت‌ اهداف‌ ملی‌ بوده‌ و با آن‌ همسوست‌ و از کلیات‌ آن‌ تبعیت‌ می‌کند. به‌همین‌ دلیل‌ است‌ که‌ برنامه‌های‌ این‌ سیستم‌ برای‌ ساماندهی‌ امور شهر، به‌طور کلی‌ در چارچوب‌ برنامه‌های‌ کلان‌ و قوانین‌ جاری‌ کشور تدوین‌ می‌گردد و اقدامات‌ این‌ سیستم‌ ناقض‌ مقررات‌ قانونی‌ کشور نیست.(3)
 ‌تعاریف‌ متعددی‌ از مدیریت‌ شهری‌ ارائه‌ شده‌ است‌ و هرکدام‌ از این‌ تعاریف‌ بیان‌کننده‌ نگرشی‌ نظام‌مند به‌ مقوله‌ مدیریت‌ شهری‌ است:
 <مدیریت‌ شهری‌ عبارت‌ است‌ از اداره‌ امور شهر به‌منظور ارتقاء مدیریت‌ پایدار مناطق‌ شهری‌ در سطح‌ محلی‌ بادرنظر داشتن، و تبعیت‌ از اهداف‌ سیاستهای‌ ملی، اقتصادی‌ و اجتماعی‌ کشور است>.(4)و یا <مدیریت‌ شهری‌ عبارت‌ است‌ از یک‌ سازمان‌ گسترده، متشکل‌ از عناصر و اجزاء رسمی‌ و غیررسمی‌ موثر و ذیربط‌ در ابعاد مختلف‌ اجتماعی، اقتصادی‌ و کالبدی‌ حیات‌ شهری‌ با هدف‌ اداره، کنترل‌ و هدایت‌ توسعه‌ همه‌ جانبه‌ و پایدار شهر مربوطه‌ است.>(5)
 ‌علاوه‌بر دو تعریف‌ عمومی‌ فوق، تعریف‌ تخصصی‌ دیگری‌ عبارت‌ است‌ از <مدیریت‌ شهری‌ به‌عنوان‌ چارچوب‌ سازمانی‌ توسعه‌ شهر به‌ سیاستها، برنامه‌ها و طرحها و عملیاتی‌ اطلاق‌ می‌شود که‌ در پی‌ اطمینان‌ از تطابق‌ رشد جمعیت‌ با دسترسی‌ به‌ زیرساختهای‌ اساسی‌ مسکن‌ و اشتغال‌ هستند. براین‌ اساس، کارآیی‌ مدیریت‌ شهری‌ وابستگی‌ مشخصی‌ به‌ عوامل‌ زمینه‌ای‌ از قبیل‌ ثبات‌ سیاسی، یکپارچگی‌ اجتماعی‌ و رونق‌ اقتصادی‌ و نیز عوامل‌ دیگری‌ از قبیل‌ مهارت‌ و انگیزه‌های‌ سیاستمداران‌ و اشخاص‌ استفاده‌کننده‌ از این‌ سیاستها دارد. تحت‌ این‌ شرایط‌ چارچوب‌ و ویژگیهای‌ سازمانی‌ حکومت‌ و مدیریت‌ شهری‌ به‌ویژه‌ نقش‌ اجرایی‌ بخش‌ دولتی‌ و عمومی‌ در آن، تاثیر بسیار تعیین‌کننده‌ای‌ در موفقیت‌ آن‌ ایفا می‌کند.>(6)

3 - جایگاه‌ مدیریت‌ شهری‌ در نظام‌ برنامه‌ریزی‌
 ‌سیستم‌ مدیریت‌ شهری‌ بنابه‌ تعریف‌ و به‌لحاظ‌ وظایف‌ عملی‌ خود موظف‌ به‌ برنامه‌ریزی‌ توسعه‌ و عمران‌ شهری‌ و اجرای‌ برنامه‌ها، طرحها و پروژه‌های‌ مربوطه‌ است. انجام‌ این‌ وظایف‌ تعیین‌کننده‌ نوعی‌ هویت‌ برنامه‌ریزی‌ اجرایی‌ برای‌ آن‌ است. در واقع‌ مدیریت‌ شهری‌ در قالب‌ نظام‌ برنامه‌ریزی‌ اقتصادی، اجتماعی‌ و قضایی‌ حاکم‌ بر کشور، اقدام‌ به‌ تهیه‌ برنامه‌های‌ توسعه‌ شهری‌ برای‌ شهر می‌کند و سپس‌ آن‌ برنامه‌ را در چارچوب‌ نظام‌ اداری‌ - اجرایی‌ حاکم، به‌ پروژه‌های‌ عملیاتی‌ تبدیل‌ کرده‌ و به‌ مرحله‌ اجرا می‌رساند. براین‌ اساس‌ وظایف‌ و جایگاه‌ سازمانی‌ و اجرایی‌ مدیریت‌ شهری‌ را می‌توان‌ به‌شرح‌ زیر تعیین‌ کرد:
1-3 تبیین‌ نقش‌ سیستم‌ مدیریت‌ شهری‌ بمثابه‌ یک‌ برنامه‌ریز: این‌ نقش‌ را می‌توان‌ در دو قالب‌ روابط‌ برون‌ و درون‌ سیستمی‌ مطالعه‌ کرد، در قالب‌ اول، روابط‌ مدیریت‌ و برنامه‌ریزی‌ شهری‌ در ارتباط‌ با نظام‌ عمومی‌ برنامه‌ریزی‌ و سطوح‌ بالاتر برنامه‌ریزی‌ بررسی‌ می‌شود. مهم‌ترین‌ موضوع‌ قابل‌ توجه‌ در این‌ سطوح، ضرورت‌ تامین‌ هماهنگی‌ این‌ سطوح‌ با یکدیگر است. در قالب‌ دوم، تهیه‌ برنامه‌های‌ جامع‌ فیزیکی، اقتصادی، اجتماعی‌ و مالی‌ لازم‌ برای‌ توسعه‌ کارآمد شهر به‌عنوان‌ اصلی‌ترین‌ وظیفه‌ سیستم‌ مورد توجه‌ قرار می‌گیرد.
2-3 تبیین‌ نقش‌ اداری‌ - اجرایی‌ سیستم‌ مدیریت‌ شهری: مدیریت‌ شهری‌ به‌لحاظ‌ اداری‌ - اجرایی‌ یک‌ سازمان‌ بسیار گسترده‌ و مشتمل‌ بر عناصر متعدد و متنوع‌ لازم‌ برای‌ اداره‌ امور یک‌ شهر است. هرچند این‌ عناصر طیف‌ عملکردی‌ گسترده‌ای‌ را شامل‌ می‌شوند، اما به‌هرحال‌ عناصر مرکزی‌ و اصلی‌ سازمان‌ شهرداری‌ است‌ که‌ در تمامی‌ عملکردهای‌ تدوین‌ شده‌ سیستم‌ و به‌ویژه‌ امور اداری‌ و اجرایی‌ دخیل‌ است. درواقع‌ شهرداری‌ از یک‌ سو، جزء عناصر مهم‌ مدیریت‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌ شهر محسوب‌ می‌گردد و از طرف‌ دیگر مهمترین‌ عنصر اجرایی‌ سیستم‌ مدیریت‌ شهری‌ است.(7) براین‌ اساس، می‌بایست‌ ضرورتاً‌ نگرش‌ درون‌ سازمانی‌ مدیریت‌ شهری‌ به‌ سازمانهای‌ جانبی‌ و فعالیتهای‌ آنها تعمیم‌ داده‌ شود. و شهرداری‌ نهادی‌ مستقل‌ و جدا از دیگر سازمانها که‌ برای‌ حفظ‌ منافع‌ درون‌ سازمانی‌ به‌ تقابل‌ با آنها برمی‌خیزد دیده‌ نشود. مدیریت‌ شهری‌ باید بتواند پروژه‌های‌ اجرایی‌ از سوی‌ هر سازمانی‌ را به‌ نفع‌ شهروندان‌ سوق‌ دهد و بدین‌ لحاظ‌ بایست‌ با مفاهیم‌ کلی‌ فنی‌ و جاری‌ تمامی‌ دستگاههای‌ خدماتی‌ آشنایی‌ حاصل‌ کند. چنین‌ دستگاههایی‌ نظیر آب‌ و فاضلاب، برق‌ و مخابرات‌ و گاز و...تماس‌ متقابل‌ کمتری‌ دارند، و لذا مدیریت‌ شهری‌ می‌تواند هماهنگ‌کننده‌ و جهت‌دهنده‌ مناسبی‌ برای‌ این‌ استفاده‌ تلقی‌ شود.(8)
1-2-3 تبیین‌ نقش‌ اجرایی‌ مدیریت‌ شهری‌ در قالب‌ نظام‌های‌ شهرداری: در سطح‌ جهان‌ سه‌ نظام‌ شهرداری‌ شناخته‌ شده‌ است. نوع‌ اول‌ (شورا - شهردار) است‌ که‌ بهترین‌ سیستم‌ شناخته‌ شده‌ جهانی‌ محسوب‌ می‌شود. در این‌ سیستم‌ مردم‌ شهر، عده‌ای‌ را به‌نمایندگی‌ شورای‌ شهر انتخاب‌ می‌کنند و سپس‌ شورای‌ مذکور شخص‌ واجد شرایط‌ را به‌عنوان‌ شهردار استخدام‌ کرده‌ و اداره‌ امور شهر را به‌عهده‌ او واگذار می‌کند و برنامه‌ فعالیتها و عملیات‌ شهرداری‌ و منابع‌ درآمد و مصارف‌ آن‌ را تصویب‌ کرده‌ و سپس‌ بر روند عملیات‌ شهرداری‌ نظارت‌ می‌کند. نوع‌ دوم‌ سیستم‌ (شهردار - شورای‌ شهر) است; در این‌ سیستم‌ شهردار و اعضای‌ شورای‌ شهر را جداگانه‌ انتخاب‌ می‌کنند. شهردار ریاست‌ شورای‌ شهر را به‌عهده‌ می‌گیرد و لزوماً‌ دارای‌ تخصص‌ نیست. نوع‌ سوم‌ سیستم‌ (شورایی‌ مطلق) است‌ که‌ اعضای‌ شورا هرکدام‌ مسئول‌ قسمتی‌ از کارهای‌ شهرداری‌ بوده‌ ضمناً‌ با یکدیگر جلسات‌ مشورتی‌ دارند و درباره‌ کلیه‌ امور با اکثریت‌ آراء اتخاذ تصمیم‌ می‌کنند. در این‌ سیستم، معمولاً‌ یکی‌ از اعضای‌ شورا به‌عنوان‌ عضو ارشد برای‌ اداره‌ امور جلسات‌ شورا انتخاب‌ می‌شود و در بعضی‌ از موارد در نقش‌ شهردار و رئیس‌ انجمن‌ شهر انجام‌وظیفه‌ می‌کند.(9)
 ‌شکل‌ دیگر تقسیم‌بندی‌ مدیریت‌ شهری‌ بدینگونه‌ بیان‌ شده‌ است: مدیریت‌ شهردار با اختیارات‌ کم، شهردار بااختیارات‌ متوسط‌ و شهردار با اختیارات‌ وسیع. در بیشتر کشورهای‌ در حال‌ توسعه‌ از جمله‌ ایران، شهردار اختیارات‌ کمی‌ دارد و معمولاً‌ حکومت‌ مرکزی‌ نقش‌ اساسی‌ را در مدیریت‌ شهری‌ دارد و شهر را مانند یکی‌ از ادارات‌ خود و یا وزارتخانه‌ تابعه‌ اداره‌ می‌کند و مشارکت‌ مردم‌ در اداره‌ امور شهری‌ به‌ حداقل‌ می‌رسد. در حالی‌ که‌ بویژه‌ برای‌ اداره‌ شهرهای‌ بزرگ‌ به‌ شهردار بااختیارات‌ وسیع‌ نیاز است. مدیریت‌ در یک‌ شهر معمولاً‌ نباید به‌ محدوده‌ خود شهر ختم‌ شود، بلکه‌ لازم‌ است‌ برای‌ ایجاد تعادل‌ بین‌ میزان‌ نفوذ حکومت‌ مرکزی‌ و شهرداری‌ این‌ مدیریت‌ در یک‌ محدوده‌ وسیعتری‌ اعمال‌ شود. در این‌ سیستم، استقلال‌ مالی‌ و اداری‌ سیستم‌ شهر و شهرداری‌ برای‌ مدیریت‌ مطلوب‌ و کارآمد ضروری‌ است.(10)

4 - تبیین‌ اهداف‌ و راهبردها
 ‌چه‌ اهداف‌ و وظایفی‌ بر سیستم‌ مدیریت‌ شهری‌ مترتب‌ است‚ و این‌ اهداف‌ چگونه‌ و از چه‌ طریق‌ باید تحقق‌ پیدا کند‚ با چه‌ معیارهایی‌ می‌توان‌ تحقق‌ اهداف‌ را اندازه‌گیری‌ و تحلیل‌ کرد‚ پاسخ‌ به‌ این‌ سوالها، در وهله‌ اول‌ مستلزم‌ شناسایی‌ و تبیین‌ مسایل‌ مبتلا به‌ سیستم‌ مدیریت‌ شهری‌ و در وهله‌ دوم‌ شناخت‌ مسایل‌ حاکم‌ بر آن‌ است.
1-4 اهداف‌ مدیریت‌ شهری: هدف‌ تئوریک‌ سیستم‌ مدیریت‌ شهری، تقویت‌ فرایند توسعه‌ شهری‌ است‌ به‌نحوی‌ که‌ در سطح‌ متعارف‌ جامعه‌ زمینه‌ و محیط‌ مناسبی‌ برای‌ زندگی‌ راحت‌ و کارآمد شهروندان، به‌تناسب‌ ویژگیهای‌ اجتماعی‌ و اقتصادی‌ فراهم‌ شود. در قالب‌ این‌ هدف‌ کلان‌ می‌توان‌ سه‌ هدف‌ خرد فراگیر برای‌ تمام‌ سیستم‌های‌ مدیریت‌ شهری‌ به‌شرح‌ زیر تعیین‌ کرد:
 حفاظت‌ از محیط‌ فیزیکی‌ شهر;
 تشویق‌ توسعه‌ اقتصادی‌ و اجتماعی‌ پایدار;
 ارتقاء شرایط‌ کار و زندگی‌ کلیه‌ شهروندان‌ باتوجه‌ ویژه‌ به‌ افراد و گروههای‌ کم‌درآمد.(11)
2-4 راهبردها در مدیریت‌ شهری: برای‌ تحقق‌ اهداف‌ و انجام‌ وظایف‌ مذکور، راهبردهای‌ اساسی‌ ذیل‌ ارائه‌ و تدوین‌ می‌شود:
1-2-4 انتقال‌ مسئولیت‌ و وظایف‌ برنامه‌ریزی، مدیریت‌ و گردآوری‌ و تخصیص‌ منابع‌ از سوی‌ دولت‌ و سازمانهای‌ مرکزی‌ به‌ مدیریت‌ شهری;(12)
 جلب‌ مشارکت‌ عموم‌ مردم‌ برای‌ مدیریت‌ شهرها;
 بهبود و توسعه‌ ساختار سازمانی‌ و تشکیلاتی‌ سیستم‌ و امور پرسنلی‌ و قانونی;
 بهبود شیوه‌های‌ مدیریت‌ مالی‌ و اقتصادی;
 تاکید بر مدیریت‌ و برنامه‌ریزی‌ استراتژیک‌ و جامع‌ سیستم;
 بسیج‌ کلیه‌ منابع‌ توسعه‌ شهری‌ با مشارکت‌ فعالانه‌ بخش‌ خصوصی‌ و سازمانهای‌ مربوط‌ به‌ جامعه‌ محلی;
 تاکید بر راهبردهای‌ (توان‌بخشی) در ارتباط‌ با مسکن‌ و امکانات‌ زیربنایی‌ با کمکهای‌ ویژه‌ برای‌ اقشار کم‌درآمد;
 سازماندهی‌ و بهبود کیفیت‌ محیطی‌ فیزیکی‌ زندگی‌ شهری‌ به‌ویژه‌ برای‌ اکثریت‌ عظیم‌ فقرای‌ شهری.(13)

5 - ویژگیهای‌ مطلوب‌
 ‌مباحث‌ مسکن، زمینه‌ نظری‌ لازم‌ برای‌ تعیین‌ شرایط‌ و ویژگیهای‌ مطلوب‌ و ضروری‌ برای‌ موفقیت‌ و کارآیی‌ سیستم‌ مدیریت‌ شهری‌ و به‌عبارت‌ دیگر (بایدهای) لازم‌ برای‌ این‌ موضوع‌ را فراهم‌ ساخته‌اند; این‌ بایدها را می‌توان‌ در زمینه‌ ویژگیهای‌ روش‌ شناختی‌ و ویژگیهای‌ سازمانی‌ و شرایط‌ محیطی‌ مناسب، طبقه‌بندی‌ و ارائه‌ کرد.
 ‌به‌لحاظ‌ روش‌ شناختی‌ موفقیت‌ و کارایی‌ سیستم‌ مدیریت‌ شهری‌ در گرو برخورداری‌ آن‌ از ویژگیها و شرایط‌ زیر است:
 اتخاذ رویکرد سیستمی: مهمترین‌ شرط‌ روش‌شناسانه‌ و موفقیت‌ سیستم، اتخاذ رویکرد سیستمی‌ و کل‌نگر نسبت‌ به‌ مولفه‌های‌ توسعه‌ شهر و برقراری‌ انسجام‌ نظام‌یافته‌ در هر دو زمینه‌ جغرافیایی‌ و عملکردی‌ است. تحقق‌ چنین‌ شرطی‌ در قالب‌ یک‌ رویکرد استراتژیک‌ به‌ مدیریت‌ شهری‌ قابل‌ حصول‌ است.
 در طراحی‌ چارچوب‌ سازمانی‌ و تشکیلاتی‌ سیستم‌ مدیریت‌ شهری‌ می‌باید اصول‌ زیر مورد توجه‌ قرار گیرد:
 در لزوم‌ پوشش‌ کامل‌ همه‌ امور شهری‌ توسط‌ چارچوب‌ سازمانی‌ مدیریت‌ شهری‌ باید به‌نحوی‌ طراحی‌ شود که‌ تمام‌ امور در هر دو زمینه‌ جغرافیایی‌ و عملکردی، را تحت‌ پوشش‌ قرار دهد. در چنین‌ شرایطی‌ هماهنگیها و روابط‌ بین‌ سازمانی‌ از اهمیت‌ و جایگاه‌ ویژه‌ای‌ برخوردار است‌ به‌گونه‌ای‌ که‌ تمام‌ سازمانها و ادارات‌ موثر و مسئول‌ امور شهری‌ باید در قالب‌ یک‌ سیستم‌ هدفمند و هماهنگ‌ عمل‌ کرده‌ و به‌ایفای‌ مسئولیتهایشان‌ بپردازند;
 شمول‌ مدیریت‌ شهری‌ بر برنامه‌ریزی‌ شهری: مطابق‌ بااصول‌ علمی‌ مدیریت، برنامه‌ریزی‌ شهری‌ جزو وظایف‌ و عناصر اصلی‌ سیستم‌ مدیریت‌ شهری‌ محسوب‌ می‌شود. براین‌ اساس‌ برنامه‌ریزی‌ فیزیکی، اقتصادی‌ و اجتماعی‌ برای‌ یک‌ شهر، تحت‌ نظارت‌ و هدایت‌ سیستم‌ مذکور انجام‌ می‌گیرد.
 قابلیت‌ انطباق‌ چارچوب‌ سازمانی‌ با ماهیت‌ چند عملکردی‌ مدیریت‌ شهری: چارچوب‌ سازمانی‌ باید به‌نحوی‌ طراحی‌ شود که‌ تمام‌ عناصر و وظایف‌ سیستم‌ از امور اجرایی‌ روزمره‌ و بسیار جزیی‌ تا برنامه‌ریزیها و سیاستگذاری‌های‌ درازمدت‌ و کلان‌ مورد توجه‌ قرار گرفته‌ و از جایگاه‌ متناسب‌ در الگوی‌ طراحی‌ شده‌ برخوردار باشند.
 ‌لزوم‌ طراحی‌ چارچوب‌ سازمانی‌ و تشکیلاتی‌ چندسطحی‌ و چندلایه‌ای‌ برای‌ سیستم‌ مدیریت‌ شهری‌ و ماهیت‌ متنوع‌ و چند عملکردی‌ مدیریت‌ شهری‌ ایجاب‌ می‌کند که‌ سیستم‌ مدیریتی‌ مربوط‌ به‌ آن‌ به‌صورت‌ چندسطحی‌ طراحی‌ و اجرا شود به‌گونه‌ای‌ که‌ هر سطوح‌ بتواند پاسخگوی‌ ملاحظات‌ و نیازهای‌ ناشی‌ از هریک‌ از گونه‌های‌ عملکردی‌ سیستم‌ باشد. برهمین‌ اساس، سیستم‌ مدیریت‌ شهری‌ را می‌توان‌ متشکل‌ از سه‌ سطح‌ مدیریت‌ دانست:(14)
الف: مدیریت‌ سیاسی‌ - اجتماعی‌ و نهادی، که‌ مستلزم‌ افزایش‌ قدرت‌ سیاسی‌ شهروندان‌ و یا نمایندگان‌ انتصابی‌ است;
ب‌ : مدیریت‌ سازمانی‌ که‌ مستلزم‌ انتقال‌ مسئولیت‌ برای‌ برنامه‌ریزی، مدیریت‌ و مالکیت‌ و تخصیص‌ منابع‌ از حکومت‌ مرکزی‌ به‌ سازمان‌ زیربخشی‌ یا سطوح‌ مدیریت‌ شهری‌ است;(15)
ج‌ : مدیریت‌ اجرایی‌ و فنی.

6 - تعیین‌ معیارهای‌ ارزیابی‌ سیستم‌
 ‌علاوه‌ بر معیارهای‌ عمومی‌ مدیریت‌ خوب‌ از قبیل‌ کارآیی، شفافیت، قابلیت‌ محاسبه‌ و مشارکت، ارزیابی‌ سیستم‌ مدیریت‌ شهری‌ به‌صورت‌ نظری‌ به‌شرح‌ مواد پنجگانه‌ زیر تدوین‌ می‌شود:
 کارآیی‌ در استفاده‌ از منابع‌ مالی‌ انسانی‌ و کالبدی‌ از طریق‌ شیوه‌های‌ مناسب‌ بودجه‌گذاری، ارزیابی‌ پروژه‌ مدیریت‌ پرسنلی‌ و اجرایی‌ طرحها;
 قابلیت‌ ادامه‌ حیات‌ مالی‌ بر مبنای‌ بهره‌برداری‌ کامل‌ از بنیان‌ درآمدی‌ منابع‌ محلی‌ و مدیریت‌ مالی‌ و منطقی;
 حساسیت‌ نسبت‌ به‌ نیازهای‌ ناشی‌ از رشد روزافزون‌ شهری‌ و برخورداری‌ از توانایی‌ لازم‌ برای‌ برنامه‌ریزی‌ توسعه‌ شهری‌ و تامین‌ خدمات‌ آن، قبل‌ و یا حداقل‌ همگام‌ با ایجاد تقاضا;
 حساسیت‌ نسبت‌ به‌ نیازهای‌ ناشی‌ از فقر شهری‌ و بهادادن‌ به‌ نظرات‌ عمومی‌ برای‌ بهبود و دسترسی‌ آنان‌ به‌ مسکن، خدمات‌ اولیه‌ و اشتغال;
 توجه‌ به‌ حفاظت‌ محیطی‌ از طریق‌ فراهم‌ ساختن‌ خدمات‌ عمومی‌ و تنظیم‌ فعالیت‌ بخش‌ خصوصی.

7 - ویژگیها و شرایط‌ محیطی‌
 ‌موفقیت‌ و کارایی‌ مدیریت‌ شهری‌ منوط‌ به‌ توجه‌ جدی‌ به‌ شناسایی‌ و تحلیل‌ عوامل‌ محیطی‌ و برون‌ سیستمی‌ و تاثیرات‌ آنها دارد. برهمین‌ اساس‌ موارد زیر ضروری‌ و قطعی‌ است:
 لزوم‌ هماهنگی‌ با سطح‌ توسعه‌ یافتگی‌ و ارتباط‌ متقابل‌ توسعه‌ انسانی: سیستم‌ مدیریت‌ شهری‌ باید به‌عنوان‌ ابزاری‌ برای‌ توسعه‌ انسانی‌ پایدار و مشارکتی‌ شهر و کشور طراحی‌ و تدوین‌ شود;
 لزوم‌ حضور عناصر منتخب‌ شهروندان‌ در سیستم: ارتباط‌ مستقیم‌ مدیریت‌ شهری‌ با شهروندان‌ و خواسته‌های‌ آنان‌ و نیز مشارکت‌ آنان‌ در مدیریت‌ شهری‌ ایجاب‌ می‌کند که‌ عناصر تصمیم‌گیری‌ و سیاستگذاری‌ آن‌ به‌وسیله‌ شهروندان‌ انتخاب‌ و تعیین‌ شوند، و از این‌ طریق‌ همسویی‌ و هماهنگی‌ مدیریت‌ شهری‌ با خواسته‌های‌ شهروندان‌ به‌عنوان‌ موکلین‌ مستقیم‌ تضمین‌ شود.(16) دکتر هلن‌ مارتز این‌ نوع‌ مشارکت‌ را <شهروندی> بالغ‌ می‌نامد و خاطر نشان‌ می‌سازد که‌ چنین‌ مشارکتی‌ می‌تواند موثرترین‌ نقش‌ را در مدیریت‌ شهری‌ داشته‌ باشد.
 لزوم‌ تعیین‌ دقیق‌ جایگاه‌ مدیریت‌ شهری‌ در نظام‌ اداری‌ و سیاسی‌ کلان‌ جامعه‌ برای‌ طراحی‌ سیستم‌ مدیریت‌ شهری‌ و افزایش‌ امکان‌ موفقیت‌ آن.

8 - سخن‌ آخر
 ‌نظام‌ تصمیم‌گیری‌ در هر شهر، بمثابه‌ یک‌ سیستم‌ دارای‌ عملکرد است‌ و عناصر و روابط‌ موجود در آن‌ می‌بایستی‌ به‌ پیروی‌ از کل‌ سیستم‌ عمل‌ کرده‌ و همواره‌ ارتباط‌ آن‌ را با عناصر خارجی‌ سیستم‌ به‌صورت‌ تعاملی‌ حفظ‌ کند و چنانچه‌ هر یک‌ از عناصر یا روابط‌ از حالت‌ معقول‌ خود خارج‌ گردد سیستم‌ را با مشکل‌ مواجه‌ خواهد ساخت.
 ‌از اینرو، نظام‌ تصمیم‌گیری‌ شهر با هدف‌ اداره‌ امور شهر و تامین‌ محیط‌ مناسب‌ زندگی‌ برای‌ شهروندان‌ به‌عنوان‌ زیرمجموعه‌ای‌ از سیستم‌ حکومتی‌ بوده‌ که‌ باتوجه‌ به‌ ساختار سیاسی‌ کلان‌ کشور نسبت‌ به‌ پیگیری‌ امور اقدام‌ می‌کند. عمده‌ اهداف‌ این‌ سیستم‌ در جهت‌ اهداف‌ کلان‌ حکومت‌ است.
 ‌باتوجه‌ به‌ موارد فوق، می‌توان‌ نتیجه‌ گرفت‌ که‌ نظام‌ تصمیم‌گیری‌ شهری‌ به‌عنوان‌ یک‌ سیستم‌ باز برای‌ خود اهداف، محیط، منابع و شیوه‌های‌ خاص‌ اجرایی‌ را داراست‌ و چنانچه‌ هریک‌ از این‌ عوامل‌ به‌عللی‌ به‌ رکود کشیده‌ شود سیستم‌ دچار اختلال‌ گردیده‌ و نمی‌تواند به‌ عملکرد بهینه‌ خود بپردازد و لذا ضروری‌ است‌ که‌ همواره:
 دیدگاه‌ سیستمی‌ به‌ نظام‌ مدیریت‌ شهری‌ تسری‌ داده‌ شود;
 شرایط‌ و محیط‌ مورد نیاز برای‌ فعالیت‌ سیستم‌ مدیریت‌ شهری‌ مهیا گردد;
 به‌ نقش‌ مردم‌ و مشارکت‌ آنها در مدیریت‌ شهری‌ اهمیت‌ داده‌ شود;
 ارتباطات‌ درون‌ سیستمی‌ و برون‌ سیستمی‌ به‌گونه‌ای‌ برقرار گردد که‌ حداکثر بازدهی‌ را برای‌ اهداف‌ سیستم‌ ارائه‌ دهد.(17)

منابع‌ و ماخذ
1 - زاهدی‌فر، محمدحسین‌ <تحلیل‌ نظام‌ تصمیم‌گیری‌ در شهر تهران، بررسی‌ امکان‌پذیری‌ تمرکزگرایی‌ در تصمیم‌گیری> پایان‌نامه‌ کارشناسی‌ ارشد برنامه‌ریزی‌ شهری‌ و منطقه‌ای، دانشگاه‌ شهید بهشتی، 1373، ص‌ 10.
2 - INNOVATIVE URBAN MANAGEMENT PRACTICES, THE URBAN AGE "VOL.3 N4" JANUARY 1996.
3 - زاهدی‌فر پیشین‌ صص‌ 15-14.
4 - نقش‌ نوین‌ شهرها و مساله‌ مدیریت، ویژه‌نامه‌ مرکز مطالعات‌ برنامه‌ریزی‌ شهری، شهرداری‌ تهران‌ ص‌ 7.
5 - نوید رضوانی‌ سعید <بهبود مدیریت‌ شهری> دفتر مطالعات‌ برنامه‌ریزی‌ وزارت‌ کشور ص4.
6 - کاظمیان‌ شیروان‌ غلامرضا <الگوی‌ مناسب‌ سیستم‌ مدیریت‌ شهری‌ در ایران> پایان‌نامه‌ کارشناسی‌ ارشد برنامه‌ریزی‌ شهری‌ و منطقه‌ای، دانشگاه‌ شهید بهشتی‌ 1373.
7 - همان‌ ص‌ 55.
8 - بیگی‌ فریدون‌ <مدیریت‌ شهری، نیاز امروز ضرورت‌ فردا> مجله‌ تدبیر شماره‌ 55 شهریور 73، ص‌ 24.
9 - هاشمی، فضل‌ا... (حقوق‌ شهری‌ و قوانین‌ شهری) وزارت‌ مسکن‌ و شهرسازی، مرکز مطالعات‌ و تحقیقات‌ شهرسازی‌ و معماری، چاپ‌ اول‌ 1367 صص‌ 11-10.
10 - ابراهیمی، محسن‌ (مجموعه‌ مقالات‌ شهر سالم، مدیریت‌ شهری) ناشر اداره‌ کل‌ روابط‌ عمومی‌ و بین‌الملل‌ شهرداری‌ تهران‌ ص‌ 83.
11 - کاظمیان، پیشین، ص‌ 56.
12 - نقش‌ شهرها و مساله‌ مدیریت، پیشین‌ ص‌ 7.
13 - ELEMENTS OF URBAN MANAGEMENT, PREPARED BY, ILGS, THE UNIVERSITY OF BIRMINGHAM, UNITED KINGDOM. PP.12,13
14 - رضویان، محمد تقی‌ <تمرکززدایی‌ در کشورهای‌ در حال‌ توسعه‌ و ایران> انتشارات‌ شروین، چاپ‌ اول، 1374 ص‌ 16.
15 - کاظمیان‌ پیشین‌ صص‌ 62-61.
16 - BY. HELEN. E. MARTZ, CITIZEN PARTICIPATION IN GOVERNMENT WASHINGTON, PUBLIC AFFAIRS PRESS, 1984. P.2)
17 - زاهدی‌فر، پیشین‌ ص‌ 18.


عنوان مقاله: مدیریت‌ شهری؛ اهداف‌ و راهبردها مولف: هاشم‌ داداش‌پور موضوع: مدیریت‌ شهری سال انتشار(میلادی): 2002 وضعیت: تمام متن منبع: ماهنامه تدبیر-سال سیزدهم-شماره 120...